آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

آتشین

بدون عنوان

آدرینا جون تا حالا خیلی کارها بلد شده میتونه کلید برق رو روشن و خاموش کنه,میتونه دستگاه سینما خانگی روشن و خاموش کنه. تلفن بر میداره و وقتی میگم الو کن میذاره کنارگوشش خیلی کلمه یاد گرفته مثل بابا,مامان,اده,عمه,عمو,بوو,ممه و خیلی چیزهای دیگه ......چندباری هم گفته آله و وقتی برای تولدش عمه اش اینجا بودن وقتی که اسم پسر عمه هاش رو صدا میکردم آدرینا جونم هم تکرار میکرد تازگی ها هم وقتی میگم چشمات رو نشون بده فوری انگشتش میذاره رو چشماش و تا میگم کو زبونت فوری زبونش رو میاره بیرون خودش به تنهایی میره بالای مبل و میاد پایین و به تنهایی از تخت خواب خودمون میره بالا و میاد پایین چند روز پیش وقتی باباش خواب بود دیدم خوشکل خانم رفته بالای ت...
17 مرداد 1392

بدون عنوان

 عکسهای تولد یک سالگی پرنسسم حتما به ادامه مطلب سر بزنید:   این عکس هایی هست که خانم خوشکلم رو بردیم آتلیه ازش گرفتن علاوه بر عکسهایی که زدیم رو شاسی از هر کدام 2 تا کوچیکش رو اشانتین دادن که یه سریشون رو گذاشتم روی بادکنکها و سری دیگشون رو به صورت آهن ربایی زدم رو یخچال اینم کیک تولد یکسالگی خوشکلم پرنسسم روز تولد خیلی بیتابی میکرد آخه داره خوشکل خانم کم کم دندون در میاره این روزا همش به خاطر درد لثه هاش تب میکنه اینم کادوی عمه جون آدرینا خانم عمه جون مرسی   اینم کادوی مامان و بابا به دختر نازشون مامان بزرگ و...
9 مرداد 1392

بدون عنوان

بقیه عکس ها در ادامه مطلب ببینید:   هر موقع بهش میگم الو کن میره موبایلم رو بر میداره و میداره کنارگوشش     ...
8 مرداد 1392

بدون عنوان

حتما به ادامه مطلب سر بزنید:   اینجا هم پرنسسم در حال رقص بود که ازش عکس گرفتم با کوچکترین آهنگ حتی با صدای یه اس ام اس خوشکل خانم میرقصه.رقصش خیلی باحاله آدرینا جون در حال دست زدن مامان فدای اون صورت ماهت بشه قشنگممممممممممممم         ...
8 مرداد 1392

بدون عنوان

آدرینا جون فردا یک سال تمامش میشه.عزیز دلم پیشاپیش تولدت مبارک انشاالله همیشه شاد وسلامت و موفق باشی گلکم آدرینا جون هر وقت گرسنه هست و میبینه مامان حواسش نیست که به پرنسسش شیر بده خودش میره شیشه شیرش رو از داخل اتاقش میاره و بهم میگه اده اده یعنی شیر بده.راستی چون تولد آدرینا جونم تو شبهای قدر میگرفت من و بابا جونش زودتر براش تولد گرفتیم عمه جونش هم از شیراز برای تولدش اومد خیلی عکس هست که براتون حتما در اولین فرصت میذارم تا ببینید این روزا حسابی مشغول مهمان داری بودم بخاطر همین نشد که عکس ها رو زود بذارم تو وب  
8 مرداد 1392

بدون عنوان

قبل از ماه رمضان مامان بزرگ و بابا بزرگ و خاله کوچیکه آدرینا جونم اومدن بندر پیشمون یه سری هم رفتیم باغ مینو البته تو شهرکمون هست وای که از بس هوا گرم بود زود برگشتیم خونه بندر عباس فوق العاده گرمه این روزا هم دور کارهای تولد آدرینا جونم هستیم آخه چون 9 مرداد شب قدر هست بخاطر همین چند روز زودتر تولد یک سالگیش رو براش میگیریم آدرینا جونم, مامان بیشتر از جونش دوست داره   ...
26 تير 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آتشین می باشد