آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره

آتشین

بدون عنوان

دیروز هم تولد من بود و هم آدرینا جون وارد یازده ماهگی شد دیروز از صبح خونه پسر عمه شوهرم بودیم تا دیر وقت شب.خیلی خوش گذشت .شبش هم شام رفتیم بیرون البته پسر عمه شوهرم خواست حساب کنه ولی میثم جان نذاشت و ما حساب کردیم اونها رو غافل گیر کردیم و گفتیم که تولد منه و خلاصه جاتون سبز خیلی خوش گذشت آخه دوست نداشتم از قبل بهشون بگم تولدم هست تا اونها رو تو خرج بندازم هدف من فقط دور هم بودن بود     ...
11 خرداد 1392

بدون عنوان

  آدرینا جون داخل سفر دست زدن یاد گرفت قبل از سفر به من بیشتر موقع ها میگفت عمه ولی داخل سفر دیگه یاد گرفت و همش بهم میگه مامان خیلی خوشکل میگه مامان کلمه دا دا هم یاد گرفته با یه سری شیرینکاریهای جدید خیلی خوردنی شده پرنسس خانمم خوشکلم در ضمن داخل سفر هم پرنسسم یاد گرفت که چهار دست وپا بره آدرینا جون 10ماهش که پرنشده بود چهار دست وپا رفتن رو یاد گرفت آدرینا جون بخاطر همون مایه کردن زیر بغلش باعث دیر چهار دست و پا رفتنش شد عزیز دل مامان یه مدتی بود که دیگه از دستش مایعی بیرون نمیومد ولی دوباره یه مدتی میشه که باز مایع از دستش بیرون میاد ولی دیگه به امید خدا داره خوب میشه از روزی که یاد گرف...
11 خرداد 1392

بدون عنوان

عکسهایی از آستارا دو روز آستارا بودیم پشه ها پرنسسم رو خوردن تمام صورتش رو گزیده بودن   آستارا که بودیم نشد زیاد عکس بگیریم آخه همش دور خرید کردن بودیم حسابی برای پرنسسم خرید کردم     عکسهایی از جاده آستارا به رشت اینجا هم پیاده شدیم برای خوردن ناهار مامان فدای اون اخم و نشستنت بشه قشنگم   عکسی از مرقد امام   عکسهایی از سی و سه پل اصفهان البته این عکسها رو شب گرفتم   ...
11 خرداد 1392

بدون عنوان

داشتیم از سفر برمی گشتیم که فهمیدیم جشن عقد دختر خالم هست و ما بلافاصله بعد از سفر رفتیم جشن عقد عکسهایی از دختر نازم که آماده شده بود برای جشن عقد لحظه دست دسی کردن آدرینا خانم مامان قربونه دست زدنت بشه عزیزمممممممم این  2 عکس رو با گوشیم داخل جشن از آدرینا جون گرفتم     ...
11 خرداد 1392

بدون عنوان

نمایشگاه دشت لاله ها در جاده چالوس این عروسک هم از همین دشت لاله ها برای پرنسسم خریدم     ...
11 خرداد 1392

بدون عنوان

  وقتی سوار تله کابین شدیم یه عکاس ازمون عکس گرفت و یه شماره ای بهمون گفت که وقتی رفتین  بالا بگین و اگر دوست داشتین عکستون رو بگیرین ولی اصلا خبر نداشتیم که عکس میگیرن وگرنه آدرینا رو بیدار میکردیم ولی باز با این وجود دلم نیومد عکس رو چاپ نکنم آخه خوابیدنش هم زیباست پرنسس مامان اینم عکسهای تله کابین رامسر,فوق العاده زیباست خوشکل مامان هم از خواب بیدار کردیم و خیلی هم لذت برد پرنسس مامان   به پرنسسم حسابی خوش گذشت دختر نازم  5 دقیقه قبل از اینکه سوار تله کابین بشیم خوابش برده بود.عزیز دلم تا سوار شدیم بیدارش کردیم ولی خیلی خوش اخلاق بود بچم اصلا اذیتمون نکرد این ع...
11 خرداد 1392

بدون عنوان

اینجا هم رامسر هست که ما رفتیم ویلا روبه دریا گرفتیم ما غروب بود که رسیدیم رامسر و اون لحظه حسابی بارون میومد و لی خدا رو شکر زود یه جای خوب پیدا کردیم     این عکس رو همون شب اول بعد از بارندگی گرفتم  آخه ما با دریا فقط دو قدم فاصله داشتیم و هر لحظه میتونستیم بریم لب دریا موقع صبحانه خوردن هم همش رو بالکن مینشستیم  هم دریا میدیدیم و هم صبحانه میخوردیم خیلی زیبا بود آدرینا هم حسابی لذت برد  اما چون هوا سرد بود نشد آدرینا رو کاملا بذارم تو آب و بازی کنه فقط برای یه لحظه گذشتیمش تو آب و ازش عکس گرفتیم ...
11 خرداد 1392

بدون عنوان

این عکسها هم مربوط میشه به جواهرده که فوق العاده سرد بود یکی از مکان های دیدنی رامسر هست       داخل سفرمون برف هم دیدیم در حال حرکت چند تا عکس  هم گرفتم   یه چند جایی هم در مسیر مه شدیدی بود ...
11 خرداد 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آتشین می باشد