بدون عنوان
چند روز پیش خونه پسر عموی شوهرم دعوت بودیم خیلی خوش گذشت جای همگی خالی خیلی هم با محبت هستن این پسر خوشکل هم امیر حسین جون هست بچه پسر عموی شوهرم اینم عرفان جون بچه بزرگ پسر عموی شوهرم اونجا که میریم واقعا به آدرینا خوش میگذره آدرینا خیلی شلوغی رو دوست داره خوشکل مامان هر وقت شیر بخواد خودش میره شیشه شیرش رو میاره و میده بهم و میگه مم بعضی وقتها هم میاد دستم رو میگیره و میبره داخل اتاقش و شیشه شیرش رو بهم میده و میگه مم یعنی شیر برام درست کن ...
نویسنده :
سارا
1:21
بدون عنوان
اینجا هم خونه همون فامیل دوری هست که تازگیها داخل شهرک پیداشون کردیم خیلی گل هستن کاش زودتر میدونستم که داخل شهرک هستن تا اینقدر تنهایی اذیتم نمیکرد ولی باز هم خدا رو شکر ...
نویسنده :
سارا
0:55
بدون عنوان
ببینید بلا خانم رفته کجا ایستاده و محو تماشای تلویزیون شده ای شیطون مامان ...
نویسنده :
سارا
0:46
بدون عنوان
جیگر مامان خیلی آب بازی رو دوست داره یکروز در میان حمامه اینجا خوشکلم برای این ناراحته که چرا از پارک اومدیم خونه رفته بود روسریم رو اورده بود و بهم می گفت در د یعنی دوباره من و ببر پارک هر روز کارشه که میره پشت در و بهم میگه در د فدای نگاه کردنت بشم عزیزم وقتی هم از خواب بیدار میشه بهم میگه مامان تاب تاب اینقدر این پرنسس مامان شیرین شده که خدا میدونه ...
نویسنده :
سارا
0:37
بدون عنوان
آدرینا جون در فکر عمیق اینجا هم آدرینا خانم داره با بابا میثم جونش بازی میکنه قربونه اون قدمهات بشم جیگرممممممممممم فدای اون ایستادنت بشم نفسم ...
نویسنده :
سارا
23:49
بدون عنوان
اینم کادوی خاله ساجده به پرنسس مامان وقتی قطار رو براش روشن کردم اولش فقط به قطار نگاه میکرد ولی بعدش ببینید بلا خانم چه کار کرده اینجا هم در حال الو کردنه خوشکل خانم دو روز پیش رفته بودیم جهرم و رفتیم جاده فرودگاه ...
نویسنده :
سارا
17:46









