آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه سن داره

آتشین

بدون عنوان

این عکسها هم مربوط میشه به سفری که رفته بودیم جهرم فدای دختر نازم بشم     جیگر مامان در حال خوردن ژله نوش جانت عزیزم آدرینا اصلا ژله دوست نداشت این اولین باری بود که ژله میخورد اینم امیر حسین جون پسر خاله آدرینا خانم ای جانم این ماشین هم خود آدرینا جون تو اسباب بازی فروشی انتخاب کرد اول ما خواستیم یه چیز دیگه بخریم ولی تا دیدیم خودش یه چیز دیگه برداشته ما هم به سلیقه اش&nbs...
17 دی 1392

بدون عنوان

یه دو هفته ای  رفتیم سفر (جهرم و شیراز) تازه دیشب رسیدیم جای همگی خالی خیلی خوش گذشت شب یلدا هم جهرم در کنار خانواده ام بودم هوا هم جهرم هم شیراز فوق العاده سرد بود ولی خدا رو شکر هیچ کدوممون مریض نشدیم از بس هوا سرد بود همش میترسیدم ادرینا جونم مریض بشه ولی خدا کمک کرد و خوشکل مامان مریض نشد سری قبلی که با پرواز رفته بودیم شیراز تا برگشتیم بندر دو روز بعدش ادرینا جونم دوباره برای بار دوم ویروس اومد سراغش آخه بچه همسایمون بد جور استفراغ و اسهال داشت وروجک خانم رفت طرفش و بوسش کرد و فردای اون روز آدرینا افتاد رو استفراغ و اسهال شدید ,حتی نزدیک بود کارش به بیمارستان بکشه ولی خدا کمک کرد و نذاشت که بستری بشه این سری که رفته بودی...
12 دی 1392

بدون عنوان

آدرینا جون مامان ,جدیدا یاد گرفته سینه میزنه و حسین حسین میکنه قشنگ مامان خیلی کلمه ها رو یاد گرفته مثل (گوش,آی,عزیزم,نان)البته به نان میگه نون آدرینا غیر از کلمه جمله هم میگه در کل خیلی کلمه بلده اما یه سری از کلمه هاشو اصلا نمیدونم چی میگه مامان فدای دختر باهوشش بشه بالاخره دندان پنجم ادرینا خانم بیرون اومد بچه ام برای دندوناش شبها خیلی بیتابه هر از یه ساعت بیدار میشه و با خوردن شیر یکم آروم میشه و میخوابه قطره استامینوفن و ژل کین بی بی هم براش استفاده میکنم ولی باز فایده نداره آدرینا جون ماکارانی رو از همه غذاها بیشتر دوست داره   ...
12 دی 1392

بدون عنوان

اینم حسام جون یکی دیگه از دوستای آدرینا خانم چند روز پیش با خاله مریم و خاله یسری پرنسس خانم رو بردیم پارک داخل شهرک اون روز آدرینا جون با خاله مریم حسابی سر سره بازی کرد مامان فدات بشه عسلمممممممم هر وقت میبریمش پارک فقط میره سرسره بازی آدرینا ماه مامان و باباشه یه چند تایی هم عکس از محوطه شهرک گرفتم بعدا بیشتر از محوطه شهرک عکس میگیرم و میذارم تو وب  اینم خاله یسری بالا رفتن آدرینا از تخت به تنهایی مامان قربونت بره خوشکلم این پالتو هم شیراز ک...
26 آذر 1392

بدون عنوان

این عکسها هم مربوط میشه به قبل از شیراز دوستام رو برای شام بیرون دعوت کرده بودم   بعدشم رفتیم آب انار بستنی خوردیم جای همگی خالی خوشکل مامان هم حسابی شیطونی کرد     ...
17 آذر 1392

بدون عنوان

ای جانم ماه من آدرینا نفس مامان و باباشه آدرینا جون عاشق این پتوشه هر موقع که میخواد شیر بخوره میره این پتوش رو میاره بعد شیر میخوره راستی به بالش و بالا میگه با , ولی با اشاره کردناش میشه فهمید منظورش کدوم هست مامان بهترینها رو برات آرزو میکنه عزیز دلم فدای اون موهای خوشکلت بشم قشنگم بوس فرستادن آدرینا دورت بگردم عسلم فدای اون در باز کردنت بشم عزیزم           ...
17 آذر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آتشین می باشد