آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 1 روز سن داره

آتشین

بدون عنوان

آدرینا جون دو کلمه دیگه هم یا گرفته: یا علی و سعید  البته اسم سعید رو دیشب از داخل یه فیلم که اسم پسر بچه ای بود یاد گرفت  بازی لی لی حوضک هم یاد گرفته بهش میگه لی لی صدای باب اسفنجی هم بلد شده در بیاره تا میگم باب اسفنجی چی میگه ,میگه اووووو الهی فدات یشم نفسم ...
18 دی 1392

بدون عنوان

این عکسهاهم امشب از پرنسسم گرفتم   این  کفش هم دیروز بابا میثم برای آدرینا جون خرید البته دیگه براش صدا دار نخریده بود بابا جون میثم مرسی   ...
18 دی 1392

بدون عنوان

من و آدرینا جون دیروز صبح زمانی که داشت بارون میومد با ماشین رفتیم تو شهرک یه دوری زدیم جاتون حسابی خالی, هوا واقعا عالی بود خدا رو شکر از دیروز تا امروز ,بندر حسابی بارون اومد هوا حسابی محشر شده ...
17 دی 1392

بدون عنوان

این عکسها هم مربوط میشه به ۳ شب پیش که رفته بودیم کافی شاپ   اینم خاله مریم و علیرضا جون   ...
17 دی 1392

بدون عنوان

این عکسها هم مربوط میشه به سفری که رفته بودیم جهرم فدای دختر نازم بشم     جیگر مامان در حال خوردن ژله نوش جانت عزیزم آدرینا اصلا ژله دوست نداشت این اولین باری بود که ژله میخورد اینم امیر حسین جون پسر خاله آدرینا خانم ای جانم این ماشین هم خود آدرینا جون تو اسباب بازی فروشی انتخاب کرد اول ما خواستیم یه چیز دیگه بخریم ولی تا دیدیم خودش یه چیز دیگه برداشته ما هم به سلیقه اش&nbs...
17 دی 1392

بدون عنوان

یه دو هفته ای  رفتیم سفر (جهرم و شیراز) تازه دیشب رسیدیم جای همگی خالی خیلی خوش گذشت شب یلدا هم جهرم در کنار خانواده ام بودم هوا هم جهرم هم شیراز فوق العاده سرد بود ولی خدا رو شکر هیچ کدوممون مریض نشدیم از بس هوا سرد بود همش میترسیدم ادرینا جونم مریض بشه ولی خدا کمک کرد و خوشکل مامان مریض نشد سری قبلی که با پرواز رفته بودیم شیراز تا برگشتیم بندر دو روز بعدش ادرینا جونم دوباره برای بار دوم ویروس اومد سراغش آخه بچه همسایمون بد جور استفراغ و اسهال داشت وروجک خانم رفت طرفش و بوسش کرد و فردای اون روز آدرینا افتاد رو استفراغ و اسهال شدید ,حتی نزدیک بود کارش به بیمارستان بکشه ولی خدا کمک کرد و نذاشت که بستری بشه این سری که رفته بودی...
12 دی 1392

بدون عنوان

آدرینا جون مامان ,جدیدا یاد گرفته سینه میزنه و حسین حسین میکنه قشنگ مامان خیلی کلمه ها رو یاد گرفته مثل (گوش,آی,عزیزم,نان)البته به نان میگه نون آدرینا غیر از کلمه جمله هم میگه در کل خیلی کلمه بلده اما یه سری از کلمه هاشو اصلا نمیدونم چی میگه مامان فدای دختر باهوشش بشه بالاخره دندان پنجم ادرینا خانم بیرون اومد بچه ام برای دندوناش شبها خیلی بیتابه هر از یه ساعت بیدار میشه و با خوردن شیر یکم آروم میشه و میخوابه قطره استامینوفن و ژل کین بی بی هم براش استفاده میکنم ولی باز فایده نداره آدرینا جون ماکارانی رو از همه غذاها بیشتر دوست داره   ...
12 دی 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آتشین می باشد