آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

آتشین

بدون عنوان

1392/6/3 2:49
نویسنده : سارا
164 بازدید
اشتراک گذاری

من و آدرینا جون از عید فطر تا پنج شنبه جهرم بودیم اولش قرار شده بود با ,بابا جون میثم آدرینا بریم جهرم ولی جون بابا میثم نتونست مرخصی بگیره بابا بزرگ ادرینا جون زحمت کشید از جهرم اومد بندر دنبالمون.

جاتون سبز خیلی خوش گذشت کلی هم از پرنسسم عکس گرفتم در اولین فرصت عکسها رو براتون میذارم تو وب تا ببینید

قبل از رفتن به جهرم هم برای بابا میثم یه تولد کوچولو گرفتیم حتما سر فرصت عکسها رو هم میذارم تو وب

آدرینا جون از زمانی که رفتیم جهرم شروع کرده به راه رفتن البته فعلا تا 10 قدم میتونه راه بره.مامان فدای اون قدم هاش بشه.نمیدونین چقدر لذت داره

هر یه قدم که راه میره من و بابا جون میثم کلی قربون صدقش میریم

از لحظه های راه رفتنش هم عکس گرفتم.وای که هر چی خوشکل خانم بزرگ تر میشه شیطنتهاش هم داره بیشتر میشه

جهرم هم که بودیم هر کسی میدیدش کلی ذوقش می کرد و قربون صدقه لپهاش میرفت

حسابی خودشو تو دل همه جا کرده جیگر مامان

از روزی هم که از جهرم برگشتیم همش میگه در  د

جهرم که بودیم امیر حسین پسر خاله آدرینا جون هر روز میومد پیش آدرینا و با هم بازی میکردن

من پسنونک رو خیلی زود از آدرینا جونم گرفتم ولی اصلا پشیمون نیستم آخه هر چی بچه بزرگ تر بشه سخت تر میشه ازش گرفت

وقتی به آدرینا جون میگم بخواب زود سرش رو میذاره رو زمین و میخوابه و هر وقت هم بگم بشین سریع میشینه در کل مفهوم خواب و نشستن رو حسابی میفهمه

هر زمان هم شیر بخوادمیره شیشه شیرش میاره و میده بهم و میگه مم

خوشکل مامان حسابی ماکارانی دوست داره البته از روزی که از جهرم برگشتیم چون قبل از رفتنمون و موقعی که جهرم بودیم اصلا غذا نمیخورد خیلی ناراحتش بودم ولی خدا رو شکر از روزی که از جهرم برگشتیم حسابی غذا خور شده.ماست وسالاد هم خیلی دوست داره

کلمه نه و بله هم یاد گرفته.جهرم هم که بودیم اسم خاله ساجده رو هم صدا زد و گفت سادده وای که نمیدونین چقدر قشنگ گفت

آدرینا خیلی بابا بزرگش و مامان بزرگش(منظورم باباو مامان خودمه)رو دوست داره

آدرینا جون فقط یه مامان بزرگ داره مامان بابا میثم جون خیلی وقته به رحمت خدا رفته

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مهسا مامان نورا
3 شهریور 92 11:15
رسیدن به خیر خانوم خوش گذشته باشه ایشاله ما که هر روز سر میزدیم منتظرتون بو.دیم که بیاین و عکسهای آدرینا جون رو ببینیم خوشحالم که حالتون خوبه اولین قدمهای گلت مکبارک میبینی چقدر قشنگه و ذوق داره حالا مونده صبر کن ای آتیش بسوزونه مثل نورا ،خانومی من که خیلی خیلی شیطون شده از دیوار راست میره بالا و هرروز یه خرابکاری میکنه یه عالمه ببوسش
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آتشین می باشد