بدون عنوان

آدرینا جون ۹ بود که بابا میثم جونش و بابا بزرگش بردنش آرایشگاه و موهاشو کوتاه کردن خلاصه به جای ادرینا منم راحت شدم آخه بچم همش موهاش میومد تو چشمهاش و اذیت میشد دوست هم نداشت موهاشو ببندم خلاصه حسابی از اون موهای بلندش راحت شد
مبارکت باشه قشنگممممممممممممممم
ماه شدی جیگر مامان
همون روزی که وارد ۱۶ مادگی شد پرنسسم موهاش کوتاه شد

اینجا هم داره پسر خالشو امیر حسین جان و میبوسه



این سیب رو هم با اون دندونهاش گاز زده عسل مامان
مامان فدای اون دندونهات بشه نفسمممممم

برای این ماشین بود که رفته بودیم جهرم
اینم کادوی بابا میثم به مامان سارا
میثم جان مرسییییییییی گلم
گل من نمیذاره چیزی تو دلم بمونه برای من و آدرینا جون هر چیز که بخوایم در اولین فرصت برامون تهیه میکنه









مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
