آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره

آتشین

بدون عنوان

الهی فدات بشم که با وجودی که پات تو گچه ولی حسابی سرحالی فدای اون نشستنت بشم قشنگم     ...
7 فروردين 1393

بدون عنوان

                                                                                               الهی مامان فدات بشه خوشکلم فدای خنده هات بشم ن...
4 فروردين 1393

بدون عنوان

آدرینا جون تقریبا دو هفته ای بود که پای چپش رو خوب بر نمیداشت و موقع راه رفتن پای چپش می لنگید دکتر ارتوپد که بردیمش اول که گفت آزمایش بده خدا رو شکر جواب آزمایشش خوب بود بعد گفت عکس از پاش بگیر عکس هم گرفتیم بازم خدا رو شکر شکستگی نبود گفت به احتمال زیاد ضرب دیده بعدش گفت چند روزی با اب گرم, روزی دو بار پاش رو ماساژ بدید اما اگر دیدید بهتر نشد بیارینش  متاسفانه بهتر نشد و دوباره امروز بردیمش پیش دکتر متخصص ارتوپد و پاش رو گچ گرفت از طرفی هم قبل از عید تصمیم گرفتیم که عید رو بریم مشهد و چون مرخصی میثم جان نیمه دوم بود برای هفتم بلیط پرواز گرفتیم اما حالا پای آدرینا تو گچ هست نمیدونم چکار کنم حسابی ن...
4 فروردين 1393

بدون عنوان

اینم از سفره هفت سین شهرکمون این هم سفره هفت سین که 10روز قبل از عید تصمیم گرفتم خودم درست کنم  گلهای تو گلدان هم خودم با کریستال درست کردم رو جام ها و شمع  و تنگ ماهی هم با کریستال تزئین کردم توی این 7سالی که ازدواج کردم امسال اولین سالی بود که لحظه تحویل سال خونه خودم بودم البته امسال مامان و بابام و خواهر کوچیکم از جهرم زحمت کشیدن سال تحویل اومدن پیشمون بندر فدای پرنسسم بشم                            &n...
3 فروردين 1393

بدون عنوان

پرنسس مامان تو این سال جدید یه سری کلمه های دیگه هم یاد گرفته: غذا,بادکنک,ماهی,پروانه,سینی,نخود,دندون,اسب,خوابید,حسن,ساجده,بستنی,آیلا,میثم و ترسیدم                                                  تمام کلمه ها رو کامل بیان میکنه فقط یکم ساجده و پروانه براش سنگینه ولی بقیه کلمه ها رو خیلی خوب و واضح بیان میکنه فدای دختر یکی یدونم بشم   ...
3 فروردين 1393

بدون عنوان

پرنسس مامان 4 کلمه دیگه هم از دیروز تا حالا یاد گرفته: عمو محمد,حسام,آراد,و بای بای پرنسس مامان بای بای رو امشب یاد گرفت ولی سه کلمه دیگه رو دیروز یاد گرفت قبلا وقتی می خواست خداحافظی کنه فقط با دستهاش خداحافظی میکرد ولی از امشب میگه بای بای آفرین دختر قشنگم امشب وقتی بابا جون میثم از سر کار زنگ زد هم به باباش سلام کرد و هم بای بای باباش هم کلی ذوقش کرد   ...
24 اسفند 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آتشین می باشد