آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره

آتشین

بدون عنوان

 نسبت به بقیه بازی های دیگه خیلی از این قطار خوشش اومد وقتی سوارش کردیم بار اول که پیاده نشد و دوباره برای خوشکل خانم بلیط گرفتیم تا یه دور دیگه ای هم بزنه ولی وقتی ایستاد بازم به زور پیاده شد عکسهایی از محوطه شهرکمون پرنسس مامان در حال عکس گرفتن الهی مامان فدات بشه عسلم به موبایل هم میگه گوشی بیشتر وقتها هم موبایل یا دوربین میاره میده دستم و میگه مامان عکس یعنی ازم عکس بگیر اینم از زنبور عسل که کندوشون رو تو خونه ما درست کردن اینم از باغچه حیاطمون       ...
8 اسفند 1392

بدون عنوان

امشب که رفته بودیم خونه خاله گوهر,عمو محمد پسر خاله گوهر یه کلمه ای به آدرینا جون یاد داد و فقط با گفتن یه بار ای کلک ادرینا جون یاد گرفت و همش می گفت ای کلک جالب تر این بود که همزمان با گفتن ای کلک دستش هم میورد بالا و تکون میداد خلاصه هر کی خونه خاله بود کلی ذوقش کرد پرنسس مامان هر روز که میگذره کلمه های بیشتری یاد میگیره یه سری کلمه های جدید هم یاد گرفته:(بشقاب,استکان,قاشق,موتور,نوشابه) پیشاپیش 20 ماهگیت رو بهت تبریک میگم نفسم قشنگم همیشه برات بهترینها رو آرزو میکنم     ...
8 اسفند 1392

بدون عنوان

جیگر اون نگاه کردنت بشم عزیزم آدرینا جون واقعا عاشق خونه سازیشه افرین عسلم مامان فدای دختر زرنگ و باهوشش بشه   ...
28 بهمن 1392

بدون عنوان

آدرینا جون خیلی این بازی خونه سازیش رو دوست داره جیگر مامان محو تماشای تلویزیون بدون شرح فدای دختر باهوشم بشم   ...
28 بهمن 1392

بدون عنوان

هفته گذشته رفته بودیم خونه پسر عمه شوهرم یه چند تایی عکس هم از پرنسس خانم گرفتم خانواده پسر عمه میثم جان واقعا مهربون هستن خیلی به آدرینا محبت میکنن بخاطر همین محبتشون آدرینا هم فوق العاده بهشون وابسته شده و دوستشون داره   این عروسها هم بچه پسر عمه میثم جان برای پرنسس خانم خریده البته آدرینا جون بهش میگه دایی مرسی دایی جون     ...
28 بهمن 1392

بدون عنوان

این کتاب ها هم از نمایشگاه کتاب برای آدرینا جونم خریدیم این عروسک هم از نمایشگاه کتاب خریدیم     ...
28 بهمن 1392

بدون عنوان

چند روز پیش هم با مهمانهامون رفتیم باغ مینو داخل شهرکمون   این سه تا عکس هم از داخل محوطه شهرکمون گرفتم ...
28 بهمن 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آتشین می باشد