آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره

آتشین

بدون عنوان

آدرینا جونم حرف زدنش خیلی عالی تر شده خیلی کلمه های دیگه هم یاد گرفته مثل: بی تربیت,سلام,پارسا,ترسید,کله,ماه,ستاره و خیلی کلمه های دیگه که الان به یاد ندارم هر کلمه ای که میگیم فوری مثل طوطی تکرار میکنه همین که کسی عطسه یا سرفه میکنه فوری اداش رو در میاره پرنسس مامان هر چی بزرگتر میشه شیرین تر و بانمک تر میشه عزیز دل مامان تا سرش به جایی میخوره میاد دستش رو میزاره رو سرش ومیگه مامان اوخ کله هر وقت شب تو حیاط هستیم به ماه اشاره میکنه و میگه مامان ماه در ضمن پرنسس خانم عاشق هواپیماست وقتی بیرونیم تا صدای هواپیما هم بشنوه فوری میگه مامان هواپیما 'آدرینا جون برای سلام کردن دست میده و میگه سلام ولی خداحافظی رو با دستاش می کنه ...
28 بهمن 1392

بدون عنوان

این بلوز شلوار هم قشم که بودیم برای پرنسسم خریدم   فدای اون اخم کردنت بشم عزیزم ...
16 بهمن 1392

بدون عنوان

این عکس های غروب هم موقع برگشت به خونه گرفتم     عکسهایی از طلوع خورشید که میثم جان از سر کار گرفته   ...
16 بهمن 1392

بدون عنوان

آدرینا جون دیروز واکسن یکسال و نیمش رو زد خدا رو شکر اصلا بی تابی نکرد بعد از  درمانگاه هم پرنسس خانم رو بردیم پارک,حسابی بازی کرد البته تب کرد ولی بچه م اصلا بی ارومی نمیکرد دیشب هم که مهمان داشتیم کلی با بچه های مهمانهامون بازی کرد همه تعجب کرده بودن که با وجود زدن واکسن و تب چطور این همه اروم و خوش اخلاق هست ولی واقعا واکسن یکسال ونیم خیلی سنگین و سخته از خود دکتر هم قبل از زدن واکسن پرسیدم گفت که این واکسن خیلی درد داره تا سه روز بی تاب میشه و نمیتونه درست راه بره و تب میکنه خودم خیلی نگران آدرینا جون بودم ولی وقتی دکتر این حرف و زد بیشتر نگران شدم ولی خدا رو شکر قشنگ مامان اصلا بی آرومی نکرد ولی از دیروز تا نزدیکهای امرو...
15 بهمن 1392

بدون عنوان

بابا بزرگ و مامان بزرگ آدرینا جون که اومده بودن بندر دو روزی رفتیم قشم قشم که بودیم یه سر هم رفتیم خونه دختر عمه ام اینم آرمین جون بچه دختر عمه ام                 ...
15 بهمن 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آتشین می باشد