آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره

آتشین

بدون عنوان

امروز دختر گلم 9 ماهش تمام شد بردیمش واکسیناسیون خدا رو شکر همه چیزش عالی بود مخصوصا قدش این سری خیلی بیشتر بلندتر شده بود خیلی  خوشحالم ک دختر نازم  بسلامتی 9 ماهش تمام شد و وارد 10 ماهگی شد قد آدرینا جون شده بود ٧٣ و وزنش هم ٨/٥٠٠ مامان فدات بشه عزیز دلم
10 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

چند روز پیش رفتم که گلها رو آب بدم آدرینا خانم رو هم بردم تو حیاط که بازی کنه.همین که داشتم گلها رو آب میدادم تلفن خونه زنگ خورد رفتم تلفن رو جواب دادم تا برگشتم دیدم خوشکل خانم شلنگ آب رو برداشته گرفته رو خودش خلاصه حسابی شده بود خیس اب منم فوری دوربین رو برداشتم و ازش چند تایی عکس گرفتم.موقع عکس گرفتن فهمیدم دهنش گلی شده بعد فهمیدم که یه خورده از خاک داخل گلدون جلویی رو هم خورده قشنگم داره به مامان جونش کمک میکنه و حیاط رو برای مامانش میشوره اینجا بود که فهمیدم خوشکلم تا من پشت تلفن بودم رفته گل داخل گلدون رو خورده   خانم خوشکلم شلنگ آب رو گرفته تو دستش و میره اینطرف و آن طرف حسابی به پرنسسم...
8 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

شیطون خانم داری چکار میکنی آدرینا بزرگترین هدیه ای هست که خدا بهم داده تا حالا گوش شیطون کر دختر خوشکلم مریض نشده فقط عید نوروز یه کوچولو آب ریزش بینی پیدا کرد که اونم بخاطر اینکه بابا جونش بد جور سرما خورده بود اینطور شد ولی خدا رو شکر آب ریزش بینی دخترم فقط برای چند روز بود در کل میشه بگی توی این ٩ ماه عزیز دلم اصلا مریض نشد ولی در عوضش ٥ ماه در گیر دستش بودم آخه بخاطر واکسنش زیر بغلش مایه کرد و بعدشم این مایه خیلی بزرگ شد و در آخر باز شد خیلی دکتر بردمش ولی همه دکترها گفتن طبیعی هست برای یه سری از بچه ها اینطور میشه ولی توی اون چند ماه خیلی من سختی کشیدم آخه تو شهر غریب باشی و دست تنها خیلی سخته دختر گلم هم توی اون چند ماه...
8 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

چند روز پیش با دختر خوشکلم رفتیم پیاده روی از اون طرف هم رفتیم باغ مینو تا دخترم تاب بازی کنه اصلا نمیذارم آدرینا زیاد تو خونه باشه باغ مینو هم یه جای تفریحی هست که داخل شهرکمونه ولی نشد زیاد عکس بگیرم فقط تونستم همین چند تا عکس رو بگیرم اخه من و ادرینا جون تنها رفته بودیم بابا جونش سر کار بود مامان فدای دختر یکی یه دونش بره دیشب دو تا از دوستای آدرینا جون اومدن پیشش اسمشون آراد جون و آیلا جونه به آدرینا جون که حسابی خوش گذشت من از اینکه میدیدم که آدرینا جون چقدر خوشحاله شاد میشدم آخه آدرینا جون شلوغی رو خیلی دوست داره ...
1 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

لحظه خیار خوردن آدرینا جون اینجا هم دوباره یادش افتاد که شیرینکاری کنه اینجا هم آدرینا جون داره سعی میکنه که بایسته وقتی که دستاش رو میگیرم که تاتی کنه خیلی قشنگ قدم های بلند بلند بر میداره وقتی هم که نشسته خودش خیلی تلاش میکنه که بایسته منم که همیشه دوربین میذارم سر دست  که بتونم از لحظه به لحظه دختر نازم عکس بگیرم آدرینا خیلی برام باارزش هست از خدا میخوام که به دخترم کمک کنه که زود با اون پاهای نازش راه بره قشنگم خیلی تلاش میکنه که بلند بشه   مامان قربون اون پاهات بشه که ایستادی فدای اون تلویزیون نگاه کردنت بشم عزیزممممممممممممممم ...
28 فروردين 1392

بدون عنوان

مامان قربون شیرینکاریات بشه,آدرینا جون خیلی شیطون شده حسابی خودشو تو دل همه جا کرده آدرینا ماه مامان جونشه هر موقع ازش میخوام عکس بگیرم همش شیرینکاری میکنه الهی مامان فدای اون صورت ماهت بشه قشنگم از بس موهای آدرینا جونم ماشاالله  پر هست هیچ تومویی تو سرش درست گیر نمیکنه عزیز دل مامان حسابی تاب بازی رو دوست داره روزی هزار بار بوسش میکنم از بس که دختر نازم شیرینه   اینجا هم دخترم رو من و بابا جونش بردیم تو حیاط تا باهاش بازی کنیم که دخترم حوصله اش سر نره از بس خوشحال بود دوباره یادش اومد که شیرینکاری بکنه ...
28 فروردين 1392

بدون عنوان

آدرینا رو سوار اسبش کردیم اصلا ازش نمیترسید کلی خوشش اومده بود کسایی هم که اونجا بودن کلی ذوق دخترم کردن قربون چشمات بشم قشنگ مامان فدای لبان بشم تپل مامان شیراز که بودیم رفتیم سپیدان جاتون سبز خیلی خوش گذشت اینجا هم آدرینا جون رو گذاشتیم رو برفها ازش عکس گرفتیم شانس آدرینا جون هوا حسابی گرم بود .اولش از داخل ماشین با کلاه و شال گردن و دستکش ادرینا رو حسابی پوشونده بودم ولی از بس گرم بود همه اینا رو از تنش بیرون اوردم اینم عکس مامان و بابا جون آدرینا خانم یه عکس از خانواده خوشبخت آدرینا و میثم همه زندگی من هستن.دیوانه وار دوستون دارم اینم ...
25 فروردين 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آتشین می باشد