آدریناآدرینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره

آتشین

بدون عنوان

هفته گذشته هم من و میثم جان و ادرینا جون رفتیم پارک رو به دریا ماشین خوشکل خانم هم بردیم   نوش جونت قشنگم بعدشم بردیمش شهربازی دیگه عسل مامان آخرش داشت خوابش میبرد که اوردیمش پایین   ...
20 مهر 1392

بدون عنوان

دختر گلم چند کلمه دیگه هم بلد شده جوجه,پمپرز,خیار جوجه خیلی قشنگ تلفظ میکنه ج رو بطور میگه فقظ خیار رو میگه ایار ببر هم میگه بب یه سری کارتهای میوه و حیوان براش خریدم خودش میره عکس جوجه رو میاره و میگه مامان جوجه از روی عکس بطور کامل جوجه و خیار رو میشناسه وقتی بهش میگم برو جوجه و خیار بیار خودش میره و از توی کارتها عکس جوجه و خیار رو میاره  مامان فدای دختر باهوشش بشه وقتی هم میگم پاهات کجاست پاهاش رو میکوبه زمین و وقتی هم میگم موهات رو بزن بالا فوری موهاش رو میزنه بالا در کل ادرینا جونم چشم و زبان و بینی و دست و پا و موهاش رو بطور کامل میشناسه     ...
20 مهر 1392

بدون عنوان

آدرینا جونم  ۳ روز تب خیلی شدیدی داشت اصلا تبش پایین نمیومد دکتر که بردمش گفت یه ویروس اومده که باعث میشه بچه ها تب بکنن و اسهال بگیرن خیلی ترسیده بودم آخه تبش پایین نمیومد منم این ۳ شب تا صبح بالای سرش بیدار بودم آخه تبش بالا بود و پایین نمیومد منم میترسیدم که خدایی نکرده تشنج کنه ولی خدا رو شکر از دیروز تا حالا خیلی بهتره  
20 مهر 1392

بدون عنوان

  اینم دوست آدرینا جون آقا آراد ای جانمممممممممممممم هر وقت بهم میگم موش بشو خودشو این شکلی میکنه پرنسسم مامان فدات بشه قشنگممممممممم اون روز که آراد جون اومده بود پیشش کلی با هم بازی کردن و حسابی به خوشکل مامان خوش گذشت   مامان فدای اون راه رفتنت بشه عسلممممممم ببینیدقشنگ مامان چطور سوار روروک میشه ای دختر بلا   ...
9 مهر 1392

بدون عنوان

چند روز پیش هم خوشکلم رو بردیم پارک داخل شهرک تا اونجایی که بتونیم میبریمش بیرون ولی همین که دوباره میایم خونه تا یه کم میگذره دوباره میاد و میگه در د   ...
9 مهر 1392

بدون عنوان

  ١٤ ماهگیت رو تبریک میگم خوشکل مامان عزیز دلم دیگه کاملا راه میره البته خیلی وقته ولی من یه خورده سرم شلوغه کمتر آپ میشم مروارید بالا سمت چپ خوشکلم هم بیرون اومد البته دو هفته ای هست ولی من از بس این روزا سرم شلوغه نشد زودتر بیام و این خبر خوش رو بدم مروارید پایین  سمت چپ هم تا چند روز دیگه بیرون میاد خوشکل مامان فعلا دو تا مرواریدش کامل بیرون اومده اون یکی مرواریدشم تا چند روز دیگه بیرون میاد البته خیلی رو دندونهاش بیتاب بود ولی خدا رو شکر یه خورده بهتر شده وقتی بهش  میگم برو دستمال کاغذی بیار سریع میره سراغ دستمال کاغذی و یه برگ از دستمال کاغذی رو بر میداره و میاره و بعدش میگم دهنت رو تمیز کن اونم سریع دهنش رو ت...
9 مهر 1392

بدون عنوان

این عکسها رو دیروز از خوشکلم گرفتم   هر روز کارشه که میره داخل حیاط و آب بازی میکنه خیلی آب بازی کردن رو دوست داره بعدش با یه بدبختی اوردمش داخل خونه ورفتم داخل آشپزخانه تا یه غذایی درست کنم یه مدتی که گذشت دیدم صداش نمیاد ترسیدم که نکنه داره کار خطرناکی میکنه تا اومدم توی اتاق دیدیم خوابه اونم چه خواب عمیقی ای جانممممممممممم مامان فدای اون خوابیدنت بشه جیگرم     اینجا هم داره سوار ماشینش میشه خلاصه چند روز میشه که حسابی به ماشینش وابسته شده حتی شیرش هم داخل ماشینش میخوره خوشکل خانم داره ماشینش رو هول میده ببینید چطور داره سوار ماشینش میشه این بلا خانم ...
25 شهريور 1392

بدون عنوان

اینجا هم ابگرم گنو هست که جمعه با خانواده پسر عمه میثم جان رفتیم خیلی خوش گذشت     یه خانواده ای کنار ما نشسته بودن و آهنگ شادی هم گداشته بودن آدرینا جون هم رفته بود پیششون  و براشون رقصیده بود اونا هم کلی ذوقش کرده بودن و یه بسته چیپس هم بهش داده بودن   جای همگی خالی       ...
24 شهريور 1392

بدون عنوان

پنج شنبه من و میثم و آدرینا جون رفتیم تو شهرک یکم قدم زدیم   فدای اون قدمهایت بشم خوشکلم   ...
24 شهريور 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آتشین می باشد